۱۳۹۶ فروردین ۸, سه‌شنبه

پدرو پسر،دموکرات یا دیکتاتور؟!-1

با افزایش معضلات مادی و طاقت فرسا شدن مشکلات و پدیده های اقتصادی،اجتماعی و  .....نظیر: رباخواری، رانتخواری،اعتیاد، فساد، فحشا،گورخوابی، کارتن خوابی،دزدی ها و اختلاسهای چندصدمیلیونی الی چند هزار میلیاردی توسط شهرام جزایری ها، علی خاوری ها ، بابک زنجانی ها و .....در کنار مشاهده رفتار و اعمال برخی مدعیان دینی و اسلام پناهان که با عملکردهای متضاد با دستورات انسانی الهی قرآن کریم، و فرمایشات گهربار و سازنده پیامبر اسلام{ص} و ائمه اطهار(ع) ، و به طبع آن ایجاد و رشد فضای بی اعتمادی، و شیوع بیماریها و ناهنجاریهای اخلاقی مانند: افزایش غیبت نمودن، دروغ گفتن، سخن چینی، مردم آزاری،تهمت زنی، فحاشی ، چشم و هم چشمی، پول و مال پرستی و .....موجب آن شده است که هواداران و باقی مانده های رژیم سرنگون شده سلطنی بدست مردم و نیروهای انقلابی، در انقلاب ضد دیکتاتوری، ضدطاغوتی و ضد سلطنتی بهمن1357خورشیدی، را بر حسب قراین و شواهد موجود، ظاهرا دلگرم و راضی نموده و آنها با سوءاستفاده فرصت طلبانه از فضای موجود، ناشی از معظلات اقتصادی و اجتماعی و ..... ، بر آن داشته است که در فضای مجازی اینترنت و شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ، با پنهان شدن زیر علم نژادپرستانه آریایی با محور باستان ستایی افراطی، همراه با افکارپوپولیستی و تبلیغ نوعی ناسیونالیسم شوونیستی{1} توام با چسباندن دروغین و فرصت طلبانه سیاسی دوران پهلوی، از موضع راست گرایانه ارتجاعی، به دستاوردهای درخشان حقوق بشری کوروش کبیر ، با تحریف و جعل تاریخ ، سعی در فریب توده های جوان مملکت پاک ایران زمین زیبا دارند.

هواداران سلطنت سعی وافری دارند در رسانه های گروهی مرتبط به خودشان ، اعداد و ارقام شکنجه شدگان،اعدام شدگان، و آمار زندانیان سیاسی رژیم شاهنشاهی پهلوی را ، بی ارزش و فاقد اهمیت جلوه دهند و با دروغ،فرافکنی،جعل و تحریف تاریخی ، با توجه به  گذشت زمان و مطلع بودن از ضعف تاریخی برخی از افراد ملت و خصوصا بی اطلاعی و یا کم اطلاعی عده ای از نوجوانان و جوانان، از وقایع آن روزگاران ، تعداد شهدا و شکنجه شدگان و آسیب دیدگان آن دوران را ، برای رد گم کردن و فرار از واقعیت مشخص ملی ، با تعداد بالای کشته شدگان دیکتاتورهای جهان هم زمان حکومت پهلوی ها، مقایسه نمایند ، تا در این فرار به جلوی سفسطه گرانه به سبک سلطنتی با یک لوث کردن و دودوزه بازی سیاسی، اصل ماجرای شکنجه و کشتار و فضای استبداد آن دوران را مخدوش نمایند ، تا در این بین حقیقت، به روش رضاخانی ذبح تاریخی شود.

با گسترش تبلیغات سیستماتیک برخی از محافل هدفمند خارجی، از شرقشناسان و خاورشناسان مغرض و جهت دار ،در این وانفسا ، باقیمانده های رژیم شاهنشاهی ، همزمان در کنار قدیس سازی و تعریف و تمجید غلوآمیز و بعضا دروغ بافی از رضا شاه و محمد رضا پهلوی ،بعنوان افرادی ایران دوست،دموکرات و مردمی،بصورت افسار گسیخته و بی ادبانه ،با اتکا به برخی از توهمات ذهنی و برداشتهای غلط و یا برخی از اسناد ضعیف و جعلی،تبلیغات مسمومی را بر علیه دین سراسر رحمت و صلح و آزادی اسلام رهایی بخش محمدی و علوی ایجاد نموده اند.

با توجه به سطور بالا، ما  در این سلسه گفتارهای مرتبط به هم در صدد دفاع عاقلانه و مستند از دین نجات بخش اسلام علوی و قرآنی هستیم ، و هم درصدد بررسی و دوباره خوانی برخی از گوشه ها ی حوادث تاریخی دوران پهلوی ، که مرتبط با بحثمان می باشدهستیم ، تا دقیقتر و بهتر دریابیم که آیا آن دو پدر و پسر ، در واقع افراد ایران دوست، مردمی و دموکرات و آزاده بودند و یا نه.

دوستان گرامی و شما اندیشمندان محترم: برای پر بار کردن این سری گفتارهای مرتبط ،با ارسال پیشنهادات،راهنمای ها و انتقادات اصولی و سازنده ، به روشن تر شدن مسائل مطرحه شده کمک و مساعدت نمایید.متشکریم.

یک تذکر ویژه :: خوانندگان محترم! برای نگارش این سری سلسله گفتارها ، از آثار و کتابها و اسناد مختلف استفاده شده است ، آنچه یک نویسنده و محقق آزاده و شرافتمند و متعهد به ارزشهای انسانی به آن باید پایبند باشد، بدون هیچ حب و بغض و تعصب جاهلانه ای از منابع مختلف و متضاد با عقاید و افکار گوناگون ، که حتی با اعتقادات مولف در تضاد آشکار است ، استفاده می نماید.از این رو مولف این سطور هم از این قاعده مستسناء نبوده است، به همین دلیل ارجاع نویسنده این مطالب به آثار،مجلات،روزنامه ها ،نشریات و کتابهای مختلف ، الزاما به معنای قبول اعتقادات و افکار و نقطه نظرات سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و .....نویسندگانی که از آنها نقل می شود ندارد، و صرفا به منظور تحقیق و بررسی در مورد همان موضوعات مطرح شده می باشد و بس.

سوال مشخص :: آیا در حکومت پهلوی زندانیان سیاسی مورد اعدام،شکنجه و بدرفتاری های منافی حقوق بشر ، قرار می گرفتند یا نه؟
اگر جواب منفی است،علت آن فضای دموکراتیک و مردمی شاهان پهلوی چه بود؟
اگر جواب سوال بالا مثبت است ، چند سند و نمونه مشخص و ثبت شده را بیان نمایید؟

جواب سوال بالا :: طبق اسناد و معلومات مشخص و ثبت شده تاریخی، و بویژه شاهدان زنده در اقصی نقاط عالم، که توسط نویسندگان،محققان و خاطرات نویسانی ، با افکار و عقاید متضاد و مخالف ، گویای بدرفتاری، شکنجه های قرون وسطایی در زندانهای شاهنشاهی پهلوی ، از جمله کمیته مشترک ضد خرابکاری ، زندان  اوین، زندان قصر و .....حکایت دارد.

نمونه های گوناگون =
نمونه اول 1-:: « در حالی که چشمانم بسته بود، مرا روی صندلی آپولو نشانده و دست و پاهایم را با گیره های فلزی که در کنار آن تعبیه شده بود بستند، و به قدری گیره ها را که با پیچ بسته و سفت می شدند چرخاندند که نزدیک بود، استخوانهای دست و پایم بشکند.
آن گاه کلاهی آهنی را روی سرم گذشتند که تمام سر و گردنم در آن قرار داده شد، به طوری که دیگر نه چیزی می دیدم، و نه کلامی می شنیدم.
در این حال ناگهان با وارد آمدن اولین ضربه کابل بر کف پایم ، انگار که بمبی را در بدن من منفجر کرده باشند، تمام وجودم به آتش کشیده شد ، به طوری که ناخودآگاه فریاد کشدم که ای کاش فریاد نزده بودم ، زیرا داد و فریاد من فقط در داخل کلاه فلزی موصوف پیچید و به سان بمبی در سرم منفجر شد و به مراتب بیشتر از ضربه شلاق دردناک و کشنده بود.
ضربات شلاق با قساوت تمام یکی پس از دیگری فرود می آمد. 
بدنم مثل کوره گداخته شده و درد و رنج ناشی از آن به اعماق قلب و روح و جانم زبانه می کشید... »{2}

نمونه دوم-2 ::
« روزی دیگر در اتاق بازجویی محاسنم را به الکل آغشته نموده و سپس آتش زدند و صورتم را سوزاندند و پس از آن میله سرخ شده ای را روی لب هایم گذاشتند و در آن حال به من گفتند خودت را در آینه ببین ، خیلی خوشگل شده ای.
جواب دندان شکنی به آنها دادم که هر سه نفر بازجو به شدت عصبانی شده ، با تمام توان به جان من افتادند. در مرحله ای دیگر از سقف آویزانم کردند و با روشن نمودن چراغ زیر پاهای پانسمان شده ام ، هم پانسمان و هم پاهای زخمی را سوزاندند.
در طول روند بازجویی در حالی که مرا از سقف آویزان کرده بودند ، از بالا آب جوش قطره قطره روی سرم می چکید و در این حال بازجو که مشخص بود ، شیئی فلزی در دست دارد ، محکم به صورتم کوبید که فکم شکست و پس از آن حسینی مرا بلند کرده و به زمین زد ، و با زانو محکم به شکمم کوبید، که مثانه ام پاره شد و به بیمارستان منتقل شدم.
پس از بهبودی نسبی مرا به کمیته مشترک برگرداندند و این بار به وسیله سند ، آب جوش را از مجرای ادرار وارد مثانه ام نمودند ، و به دکتر گفتند:در مثانه اش میکروب کشت کنید. »{3}

منابع نمونه اول و دوم :
1-ماهنامه گیلان اوجا شماره 9 و 10 ، دی و بهمن1395 ، صفحات 16 و 17
2-مجله چشم انداز ایران، مقاله شکنجه خط سرخ تاریخ، (مصاحبه با یکی از افرادی که در تاریخ 1354/5/11 در رژیم پهلوی دستگیر و به هشت سال زندان محکوم شد.)دی و بهمن1392،صفحه53 ، به نقل از کتاب شکنجه گران می گویند ، صفحه=89 تالیف قاسم حسن پور، چاپ سوم1386 ، انتشارات موزه عبرت ایران.
3-همان/به نقل از کتاب شکنجه گران می گویند،صفحه91 ( مصاحبه با فردی دیگر که در تاریخ1354/6/11دستگیر و به شش سال زندان محکوم شد)

کدمطلب=19/5( مقاله پنجم/مطلب19}


  ادامه دارد.

۱۳۹۶ فروردین ۳, پنجشنبه

صد دفتر بیداری؟!

دل متن های آزاد :: -6

سال نو آمد
خوش آمد-
دلها همگی شاد،
لبها همه خندان،
نوروز آمد از راه -
و شد آغاز ، سال جدید.

پدربزرگ پیرمان ،
مثل هر سال جدید-
در دستانش،-
یک اسکناس تا نخورده -
و بر لبانش زمزمه زبیایی،-
که به ما می گوید ::

سال سال خروس است-
و خروس نماد ، بیداری ، هشیاری
سحر خیزی-
و چشمها را بازکردن -
و گوشها را تیزتر کردن ،
و دلها را جایگاه عشق نمودن.

بچه ها !
و ای تو ایرانی عاشق-
مشق عید امسال شما،
صد دفتر بیداری -
یک عالم هشیاری-
 و دلی برای دوست داشتن،
زبانی حقگو ، رها ، مومن ، آزاد-
دوستدار، صلح و آرامش-
عاشق امنیت،شادی،آزادی،-
و نیتی پاک و الهی گونه-
و دستی برای عمل،
و کاری سرشار از خدایی فکر کردن،-
و مردمی عمل نمودن-
بی هیچ تزویر،و دروغ و جفا.

این است
مشق امسال شما.

آری ای بچه ها-
مشق امسال شما ،
صد دفتر بیداری -
و یک عالم هشیاری ،
با فکری خدایی گونه
و عملی عاشقانه و مردمی-
این است- و آری این است،-
راز و رمز ، ایمان و انسان بودن،-
و برای همیشه ، انسان ماندن.....

کد مطلب :18

خوشبختی،بهروزی،پیروزی؟!

دل متن های آزاد :: -5

عید امسال ما چه زیباست-
من چقدر شادانم،
من چقدر می خندم،
من چقدر خوشبختم.

من امسال دیگر کاری خواهم کرد کارستان-
و با سلاح عشق و تدبیر و عمل،
شادمانه خندان،
دست کوبان و پاافشان-
بر هر چه غم می تازم،
و می بندم راه هر نا امیدی و یاس و استیصال-
و آرزوهایم دیگر فردی نیست،
من را در ظلمتکده منیتها انداختم-
و حالا ما برایم معنی زندگی و حرکت است-
تا برخیزیم،شادانه،
و همچون خروس در سحرگاه
سرود بیداری و هشیاری و امید بخوانیم،-
و به هر چه غم-
به هر چه غیرممکن ها-
به هر چه درد و اعتیاد و رانت و ربا-
و به هر چه رنگ یاس و سیاهی دارد،-
و به شیطانک نفس افسونگر-
با فریاد ،
با احساسی انسانی ،
و عملی خردورزانه ، عاشقانه ،باعزمی جزم،-
نه بگوییم -
نه یک بار -
نه صدبار ،
هزاران مرتبه ،
هردم،مستمر،-
به هر چه رنگ زندگی دارد،-
به هر چه رنگ صلح،
و عشق،آزادی وآبادی دارد-،
به مهربانی،انفاق،خودسازی-
دلیرانه ،آری بگوییم، بسیار-
و به هر چه،-
رنگ و یاس و نامیدی هاست-
نه بگوییم،به فریاد بلند-
نه یک بار-
نه صدبار،
هر لحظه،
هزاران مرتبه ، عالی و انسانی-
تا که هر روزمان نوروز باشد،
و هر نوروزمان پیروز پیروز -
و این است،-
خوشبختی ، بهروزی ، پیروزی.

کدمطلب :17

۱۳۹۵ اسفند ۳۰, دوشنبه

29اسفندونوروز1396مبارك......


29اسفند،سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران ، به رهبری دکتر محمد مصدق کبیر ، پیشوای نهضت ملی و ضد استعماری مردم آزاده ایران زمین ، و همچنین فرارسیدن بهار و نوروز ملی و باستانی 1396خورشیدی را ، به همه هموطنان عزیز و آزاده ،در تمامی نقاط جهان ، تبریک و شادباش عرض می نماییم.
از طرف :: مهدی گل محمدی و دیگر نویسندگان وبلاگ گروهی مجله آرامش.

۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

ابلاغ مبین-4

« اسلام،اختیار،آزادی »

5- « عدم اجبار و اکراه در دین انسان ساز اسلام  »

دین رهایی بخش اسلام ، دینی سراسر امید،آزادی، و عشق به خالق و مخلوق می باشد.
برخلاف نظر و شبهه افکنی های افراد ناآگاه و یا بعضا مغرض ، که چنین به دروغ به مخاطبان جوانشان القاء میکنند، که گویا اسلام دینی خشونت بار،تحمیلی و مربوط به دوران قدیم است، باید به این نکته مهم اشاره نماییم که دین انسان ساز اسلام آیینی سرشار از عشق به خالق یکتا و مخلوقش میباشد و احترام خاصی به حق و حقوق و کرامت نوع انسان،صرف نظر از جنسیت،نژاد،رنگ پوست،زبان،ملیت و باورهای متفاوت دارد.
برخی از افراد ناآگاه، و یا کسانی که به انواع مختلف از رفتار و گفتار شخص و یا اشخاصی که مدعی مسلمانی و دینداری بوده اند،گزیده و ناراحت شده و یا ناخالصی های گوناگون در بین برخی ازدوستان و آشنایان دیده اند، متاسفانه آن رفتارها و گفتارهای نابخردانه ای که با روح و جوهره انسانی و توحیدی دین مبین اسلام شدیدا مغایرت و تضاد دارد ، را به پای پیامبرعشق و رحمت حضرت محمد(ص} و امامان بزرگوار تشییع، که در واقع الگو و نمونه ای روشن از اسلام راستین محمدی و علوی بوده اند، می گذارند، که کاری بسیار نادرست و خطا میباشد.زیرا معیار شناخت اسلام در وهله اول کتاب انسان ساز قرآن کریم است،که با خواندن آیاتش همراه با تدبر و تعقل، می توانیم به حقیقت و راستی دست یابیم.

بویژه با مطالعه آیات محکم قرآن کریم و همچنین با پیروی از رفتار و کردار و گفتار نجات بخش حضرت امیر المومنین امام علی{ع} و .....که در کتابهای راهگشایی نظیر نهج البلاغه،تحف العقول،صحیفه سجادیه و .....متبلور و مشهود است، به شناختی درست و اساسی از اسلام محمدی و علوی برسیم.

البته ناگفته نماند متد اصلی شناخت احادیث و روایاتی که از امامان معصوم در کتابهای مختلف دینی از سوی راویان مختلف نقل شده است، با توجه به رهنمودهای مهم و اصولی حضرت امام علی(ع)که در خطبه201 نهج البلاغه(فیض الاسلام} بیان شده است، ارجاع دادن سخنان و روایات نقل شده به آیات محکم قرآن کریم و سنت صحیح و پسندیده پیامبر اسلام{ص}که وحدت زا و متواتر است، میباشد.
1-خداوند یگانه در قرآن مجید،سوره نساء، آیه 59 می فرماید:: ای ایمان آورندگان،از خدا  و رسول و متصدیان امور که از خودتان هستند،اطاعت کنید و هرگاه در امری دچار اختلاف شدید،اگر به خدا و روز واپسین باور دارید،آن را به {کتاب}خدا و (روش) رسول ارجاع دهید ، که این بهتر و خوش فرجام تر است.{قرآن مبین-صفحه87}

2-امام صادق {ع} می فرماید : هر موضوعی باید به قرآن و سنت ارجاع شود و هر حدیثی که وافق قرآن نباشد،دروغی است خوش نما.{ اصول کافی-جلد اول ، صفحه 89 }
3-رسول اکرم(ص) فرمود : ای مردم آنچه از جانب من به شما رسید و موافق قرآن بود، آنرا من گفته ام، و آنچه به شما رسید و مخالف قرآن بود، من آنرا نگفته ام. { اصول کافی-حدیث11-صفحه89}

4-رسول خدا(ص)می فرماید : هیچ گفتاری جز با کردار ارزش ندارد و هیچ گفتار و کرداری جز با نیت ارزش ندارد، و هیچ گفتار و کردار و نیتی جز با موافقت سنت ارزش ندارد. {اصول کافی-جلد اول-حدیث9-صفحه90}

در اینجا به اصل موضوع این گفتار،مبنی بر عدم اجبار و اکراه در دین اسلام بر می گردیم:
دعوت و گسترش دین اسلام دردوران پیامبر اسلام{ص} و در زمان امام علی{ع} در دوره کوتاه5ساله خلافتش، نشان دهنده اثبات آیات قرآن کریم، در عدم اجبار و اکراه بودن دین مبین اسلام و احترام ویژه به حق و حقوق و آزادی نوع انسان می باشد.
 مولا و پیشوایمان علی-ع- در قسمتی از عهدنامه گهربارش به مالک اشتر،زمانی که اورابه استانداری مصر روانه می کرد ، در این ارتباط می فرماید : ای مالک.....و مبادا نسبت به ایشان { چون } جانور درنده بوده ، خوردنشان را غنیمت دانی، که آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینی اند،یا در آفرینش مانند تو هستند.....(نهج البلاغه،ترجمه مرحوم فیض الاسلام-صفحه936-جزء پنجم-تهران1381)

حرکات و رفتارهای ضد اسلامی و ضد انسانی برخی مدعیان دروغین و ریاکار و منافق در دوران اموی ها،عباسیها، صفوی ها، همچون معاویه ها،عمروعاصها، یزیدها،مروان بن حکم ها،،متوکل عباسیها،حجاج  بن ثقفی ها ، که برای ارضای تمایلات نفسانی و دنیوی خود دست به کشور گشایی همراه با قتل و غارت، و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم زدند، هیچ ارتباطی با دین سراسر رحمت،عدالت، و آزادی بخش اسلام و دستورات سعادت بخش قرآن و سنت گرانقدر پیامبر و زندگانی سرشار از انسانیت،تقوی و مردم داری ائمه اطهار{ع} نداشته،ندارد و هرگز نخواهد داشت.
دین اسلام، دین رحمت، دین صلح،عشق پروری و احترام به نوع انسان،همزیستی مسالمت آمیز ، شورا و دموکراسی می باشد، و در ایمان و یا عدم باور به آن هیچ اکراه ،تحمیل و اجباری نیست.
برای آشنایی بهتر و کامل تر در مورد عدم اجبار و اکراه در دین مبین اسلام، به نگارش چند نمونه از آیات مبارک و راهگشای قرآن کریم می پردازیم ::

1-قسمتی از سوره بقره،آیه256 : « در{پذیرش } دین اکراه {و اجباری}نیست ..... » قرآن مبین-صفحه42

2-سوره یونس،آیه99 :: « آیا پس تو مردم را با اکراه وامیداری تا از مومنان باشند؟ {در حالیکه} هیچکس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد و {خدا} پلیدی را بر کسانیکه تعقل نمی کنند قرار میدهد. » { کتاب آزادی در قرآن-صفحه 57}

3-سوره حج،آیه78 :: « و در راه خدا آنگونه که سزاوار اوست، تلاش کنید،او شما را برگزیده است و برای شما در امر دین ، هیچ تنگنایی پدید نیاورد.....» قرآن مبین-صفحه341

4-هود،28 :: « نوح} گفت : ای قوم من، به نظر شما اگر نشانه روشنی از جانب صاحب اختیارم داشته باشم و رحمتی از جانب خود به من داده باشد که بر شما پوشیده مانده باشد، چگونه{من و یارانم}شما را به { پذیرش } آن ملزم سازیم ، در حالی که از آن ناخشنود هستید؟ » قرآن مبین-صفحه224

5-سوره کافرون-آیات مبارکه 1 الی 6 :: « به نام خداوند بخشنده مهربان
1) بگو هان ای کافران.
2) من معبود شما را نمی پرستم.
3) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.
4)و من پرستنده آنچه شما می پرستید نیستم.
5) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.
6) شما را دین شما، و مرا دین من. ( قرآنکریم،صفحه603 ، ترجمه:بهاء الدین خرمشاهی )


6-سوره انعام، آیه107 :: « اگر خدا می خواست شرک نمی ورزیدند{ ولی نظام خلقت انسان را بر اساس اختیار قرار داد} ، و تو را نگاهبان آنان تعیین نکرده ایم ، و کارگزار آنان نیستی. » قرآن مبین-صفحه141

7-سوره انعام،آیه 104 :: « از جانب صاحب اختیارتان موجبات بصیرت برای شما آمده است، هر که دیده بصیرت گشاید، به سود اوست، و هر که دیده بربندد ، به زیان خود اوست ، و من نگاهبان شما نیستم. » {قرآن مبین-صفحه141}

8-سوره غاشیه،آیات21 و 22 :: « پس{مردم را} تذکر بده، که تو فقط تذکر دهنده ای.
سیطره بر آنان نداری. » قرآن مبین-صفحه 592

9-سوره ق-آیه 45 :: « ما انت علیهم بجبار=تو بر آنها جبار{تحمیل کننده}نیستی. » { کتاب آزادی در قرآن - صفحه38}

10-سوره نور،آیه54 :: « بگو: از خدا و رسول اطاعت کنید ، اگر روی برتابید، پیامبرمسئولیتهای خود را دارد و شما مسئولیتهای خود را ، و اگر از او اطاعت کنید، خود هدایت یافته اید ، رسول وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد. » قرآن مبین-صفحه357

توجه : منابع و ماخذی که مستقیم و یا غیر مستقیم در نگارش این گفتار کمک کار مولف بوده است،به ترتیب زیر می باشد :: 
1-کتاب قرآن مبین،ترجمه-توضیح و تفسیر فشرده قرآن به قرآن:مهندس علی اکبر طاهری قزوینی
2-قرآن کریم-ترجمه: استاد بهاء الدین خرمشاهی
3-آزادی در قرآن، نویسنده: مهندس عبدلعلی بازرگان
4-نهج البلاغه، ترجمه: استاد مرحوم فیض الاسلام
5-حقوق بشر از نظر اندیشمندان-محمد بسته نگار
6-اصول کافی
کد مطلب :15   / کد مقاله : 1/4{ مقاله اول،قسمت چهارم و پایانی }

ابلاغ مبین-قسمت اول :http://m1395.parsiblog.com/Posts/4/%d8%a7%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%ba+%d9%85%d8%a8%d9%8a%d9%86-1/
ابلاغ مبین -قسمت دوم :http://m1395.parsiblog.com/Posts/5/%d8%a7%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%ba+%d9%85%d8%a8%d9%8a%d9%86-2/
ابلاغ مبین قسمت سوم :http://m1395.parsiblog.com/Posts/18/%d8%a7%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%ba+%d9%85%d8%a8%d9%8a%d9%86-3/
ابلاغ مبین -قسمت چهارم و پایانی :http://m1395.parsiblog.com/Posts/19/%d8%a7%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%ba+%d9%85%d8%a8%d9%8a%d9%86-4/
                                        پایان.

۱۳۹۵ دی ۲۷, دوشنبه

ابلاغ مبین-3

                « اسلام ، اختیار ، آزادی-3 »


4-«.....ما تورا نگاهبان آنان نفرستادیم. / سوره نساء،آیه80 »

پیامبر اسلام(ص)با توجه به دستورات مکرر خداوند در قرآن مجید، در ارتباط با ابلاغ رسالت که به او وحی می گردید، تنها تذکر دهنده ،بیم دهنده، و هشدار دهنده به مردم معرفی شده است.

پروردگار متعال به رسولش امر میکند، که در مقابل اعراض و روی گردانی کفار و مشرکان، خونسرد و شکیبا باشد، و خود را محافظ، وکیل،نگهبان و تحمیل کننده بشارت الهی به مردم نداند ، و تنها به هشدار،تذکر و نشان دادن راه از چاه بسنده نماید.
در آیات بسیاری حضرت حق به حضرت محمد(ص) توصیه می نماید، که از مشرکان و کافرانی که برای عدم پذیرش توحید و دین رهایی بخش اسلام ، پافشاری میکنند ، و به انواع دروغ ، افترا و برچسب زدن مبادرت می نمایند، دوری گرداند و آنها را به حال خودشان بگذارد، زیرا خدا تنهابه عنوان شاهد ، ناظر و حسابرس اعمال و کردار بندگانش کافی می باشد.
برای آشنایی بهتر و بیشتر با فرامین خداوند یکتا در مورد مطالب نگارش شده بالا ، به آیاتی چند از قرآن کریم اشاره می نماییم :: 

1-سوره نساء،آیه 81 : « .....فاعرض عنهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا=.....پس از آنها روی بگردان و بر خدا توکل کن و خدا در کارگزاری امور کافی است.{آزادی در قرآن،صفحه55}
2-سوره احزاب آیه48 :  « و لا تطع الکافرین و المنافقین ودع اذئهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا :: و از انکارورزان و دورویان اطاعت مکن و به آزارشان بی توجه باش و بر خدا توکل کن ، که خدا به عنوان کارساز کافی است. » /{قرآن مبین-صفحه424-ترجمه=مهندس علی اکبر طاهری قزوینی}

3- « سوره نساء ، آیه79 : « ..... و ارسلناک للناس رسولا و کفی بالله شهیدا : ..... تو را برای مردم(تنها بعنوان) رسولی فرستادیم و خدا بعنوان شاهد و ناظر کافی است.{آزادی در قرآن-55}

4-ما انت علیهم بوکیل :تو بر آنها وکیل نیستی.(انعام-107 / آزادی در قرآن،صفحه 38}


5-ما انا علیکم بحفیظ : من بر شما حفیظ نیستم.{سوره انعام،آیه104 / کتاب آزادی در قرآن،صفحه38}


6-ما انت علیهم بجبار : تو بر آنها جبار(تحمیل کننده) نیستی.{سوره ق ، آیه 45 / آزادی در قرآن،صفحه38}


7-لست علیهم بمصیطر : تو بر آنها سیطره گر نیستی.{سوره غاشیه،آیه22 / آزادی در قرآن38}


8-ما انا من المتکلفین : من اهل تکلف{ و تصنع } نیستم. ( سوره ص ، آیه 86 / آزادی در قرآن38 )


9-سوره انعام،آیه 35 :: اگر اعراض آنها بر تو سنگین و ناگوار است{خونسرد وشکیبا باش،وگرنه}اگرمیتوانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بزنی تا معجزه ای {دیگر برای آنان}بیاوری.{بزن،ولی}اگر خدا می خواست همه را {به اجبار}به راه هدایت جمع می کرد{اما اختیار را مقرر داشت}پس در زمره جاهلان مباش.(قرآن مبین-صفحه131}

11-سوره نساء ، آیه 80 :: هر که از رسول اطاعت کند،مسلما از خدا اطاعت کرده است، و هر که {از اطاعت او} روی برتابد،{توفیق را از خودش سلب کرده است} ما تو را نگاهبان آنان نفرستادیم.(قرآن مبین-91)

12-سوره ق ، آیه 45 :: ما به گفتارشان داناتریم و تو بر آنان{رسولی} خودکامه نیستی  پس هر کس را که از اعلام خطر من ترس دارد، بدین قرآن اندرز بده.{قرآن مبین-520}

13-.....فا عرض عنهم و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا : « ..... از آنان روی بگردان و بر خدا توکل کن، که خدا به عنوان کارگزار کافی است./سوره نساء-آیه81/ قرآن مبین،صفحه91 »




                                            
                5- « تو فقط تذکر دهنده ای! »

خداوند یگانه مکرا به رسول اکرم{ص} توصیه نموده است، که در قبال هدایت یا عدم هدایت کافران و مشرکان مسئول نیست، و فقط بعنوان پیام آور و ابلاغ کننده دستورات الهی همراه با بیم و هشدار و تذکر به آنها وظیفه دیگری ندارد ، و هر کسی مسئول اعمال و دستاوردهای شخصی خود می باشد.

آیات نمونه :: 
1-سوره غاشیه-آیات 21 و 22 :: پس( مردم را) تذکر ده ، که تو فقط تذکر دهنده ای.سیطره بر آنان نداری.{قران مبین-صفحه 592}

 2-کهف-29 :: « بگو: سخن حق از جانب صاحب اختیارتان {آمده} است ، هر که خواهد، ایمان آورد و هر که خواهد کفر ورزد ..... » ( قرآن مبین،صفحه297 )
 3-سوره انسان-آیه3 :: « راه را به او ارائه دادیم، خواه سپاسگزار {و پذیرای آن} باشد ، خواه ناسپاس. ( قرآن مبین-صفحه578 )
 4-سوره یونس، آیه 41 :: «  اگر تو را دروغ پرداز شمردند، بگو:{نتایج}تلاش من برای خودم و{نتایج} تلاش شما برای خود شماست، شما با روش من بیگانه اید و من {هم}با روش شما بیگانه هستم.(قرآن مبین-صفحه213)
 5- « سوره یونس،آیه99 :: « اگر صاحب اختیارت تو می خواست ، همه اهل زمین{جبرا}ایمان می آوردند{ ولی پدیده اختیار را به انسان تفویض کرد }، آیا تو می خواهی مردم را وادار کنی که ایمان آورند؟(قرآن مبین،صفحه220)

در اینجا لازم به تذکر است، مقوله جنگ و جهاد پیامبر با متجاوزان مشرک و کافر، که تماما جنبه تحمیلی و دفاعی داشت، موضوعی قابل بحث و بررسی دیگری است ، که در زمان خود، به آن خواهیم پرداخت.انشاءالله. 

« پرتوی از تشیع علوی :: (5)


کد مقاله : 1/3 { مقاله اول-قسمت سوم}

ادامه دارد.

۱۳۹۵ مهر ۲۲, پنجشنبه




هيهات منا الذله.

دور باد از ما ذلت و خواري.



حضرت امام حسين(ع) شاهد،نمونه و الگوي همه آزادگان،آزاديخواهان،عدالتجويان و موحدان جهان بشريت است.

ياد پاك و راه انساني و توحيدي ، آن سرور و سالار شهيدان تا هميشه تاريخ برقرار و جاويدان است.

دين ستيزان و حسين ستيزان راهي جز زباله دان تاريخ نخواهند داشت ، و آرزوي پاك نمودن ياد، راه و پيام سرخ و تابان امام حسين(ع) و الگوي زنان آزاده و موحد جهان ، حضرت زينب{س} تا قيامت بر دلهاي تيره و تارشان خواهد ماند.