هدف ازايجاد اين تارنما دراختيار گذاشتن دلنوشته ها،مقاله ها و آثارپژوهشي مولف ، درزمينه هاي علوم اجتماعي ، فرهنگی ، اقتصادی ، تاریخی [بویژه تاریخ معاصر ایران ] و.......ميباشد.
۱۴۰۵ مرداد ۱۳, سهشنبه
شهادت علی مردان خان بختیاری در زندان رضاشاهی
تاریخ ایران زمین-قسمت1
شهادت علی مردان خان بختیاری ، قهرمان ملی ایران زمین.
( 1)
علیمردانخان بختیاری ، پسر سردار مریم بختیاری، آزاده زن بختیاری ، نویسنده ایرانی و از زنان و فرماندهان فعال در انقلاب مشروطه بود.
علی مردان خان بختیاری (زاده 1271 خورشیدی_/
اعدام و شهادت در تاریخ 1313 خورشیدی-در تهران-زندان قصر، در دوران رضا شاه پهلوی )
او ازسرداران بختیاری ایران از ایل چهارلنگ بختیاری در منطقه چنارود فریدن استان اصفهان و سردشت خوزستان ایران بود که با نیروهای تحت امر رضاشاه درگیری داشت.
علی مردان خان به مدت 5 سال مبارزه مسلحانه داشت
در روستایی به نام چهل چشمه زندگی میکرد.
مادرش بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود.
بی بی مریم در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود؛علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد.
مادر شجاعش بیبی فاطمه به سردار فاطمه بختیاری شهرت داشت.
بیبی فاطمه فرزند یکی از سران بختیاری بود که به دست پسران ناصرالدین شاه کشته شد.
علیمردان خانِ بختیاری ، پس از چندی علیه ظلم ،
بی عدالتی و کشتار قوم وطن پرست و آریایی لُر ؛
بر علیه رژیم دیکتاتوری وقت دست به یک قیام ملی و میهنی زد ؛ و بختیاری و شمال خوزستان را تصرف کرد.
مرگ علیمردان خان تأثیر زیادی بر ایل وطن پرست و آزادیخواه بختیاری گذاشت ، تا حدی که دلیریهای او در میدان جنگ به میانِ مثلها و شعرهای بختیاری نیز راه یافت و آهنگسازان برای او ترانه شیرعلیمردان را ساختند.
درسپیده دم یکی از روزهای سال 1313 خورشیدی ؛
حیاط زندان، در وسط سنگفرش حیاط چوبه داری دیده میشد؛ که در فاصله معینی تعدادی نظامی مسلح در حالیکه تفنگهای خود را آماده شلیک میکردند ، جهت اجرای مأموریت حکم اعدام صف کشیده بودند.
زیرا علیمردان خان بختیاری محکوم به مرگ شده بود.
وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را به هنگام اعدام بندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعاً مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تاکنون من شیری را دست و پابسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
«بزرگ علوی» درباره نحوه شهادت وی می نویسد: علی مردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند. هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت....
سید جعفر جوادزاده معروف به پیشه وری ؛ نویسنده روزنام حقیقت و مدیر کتابفروشی کتابخانه فروردین ،
که در سال ۱۳۰۹ به جرم فعالیتهای حزبی اشتراکی و سیاسی دستگیر شد ، و به ده سال زندان و یکسال تبعید در کاشان محکوم شد ؛
از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن بزرگ و سر فرمانده بختیاری بود ، از جمله مینویسد :
《 در آخرین لحظاتی که میخواستند وی را به چوبه دار ببندند کلاه پهلوی خود را به نشان نفرت از رژیم پهلوی مچاله کرد و دور انداخت و صدای رسایش که میگفت زنده باد ایران و آزادی با صفیر چند گلوله خاموش شد ،
و لحظاتی بعد جسد بیجان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت ، و در میدانهای جنگ هیچ رزمندهای پشت او را ندیده بود دمر ، به پای چوبه دار بر زمین در غلطید. 》
جوان آرمان گرا و میهن دوست که عموم مردم او را با نام «شیر علی مردان» می شناسند، در سن 42 سالگی خون خود را نثار میهن کرد ، و به شرف شهادت نایل آمد.
علی مردان خان برای آخرین بار در تاریخ 12 آذر 1313 و برای چندمین بار (جمعاً بیش از چهار سال زندان بود) به اتفاق تعدادی دیگر از خوانین دستگیر و روز 17 آذر 1313 تیر باران می شود.
تاریخ اعدام وی را بعضی اسفند ماه همان سال ذکر کرده اند. به همراه علی مردان خان هفت نفر از خوانین دیگر نیز اعدام شدند که عبارتند از :
۱-سردار فاتح،
۲-سردار اقبال،
۳-شکرالله خان ضرغام الدوله بویر احمدی،
۴-سرتیپ خان هژیر عشایر بویر احمدی،
۵- آقا گودرز احمد خسروی،
۶- امام قلیخان رستم ممسنی ؛
و۷-حسین خان دره شوری.
درباره محل دفن علی مردان خان نیز اطلاع دقیق و درستی نیست.
برخی محل دفن او را قبرستان امامزاده عبدالله در قطعه پایین شهر ری ، وعده ای انتهای میدان تیر زندان قصر که هم اکنون بیسیم نجف آباد در آنجا قرار گرفته است،
می دانند.
ادامه دارد.
تاریخ ایران زمین-قسمت 2
شهادت علی مردان خان بختیاری ، قهرمان ملی ایران زمین.
زنده یاد علی مردان خان بختیاری ، قهرمان ملی ایران زمین، آزاده مردی وطن دوست و آزادیخواه ،
که جان بر سر پیمان میهن پرستی نهاد و در سحرگاه 17 آذر 1313 خورشیدی با چشمان باز به چوخه اعدام سپرده شد و قهرمانانه به شهادت رسید.
علی مردان خان، چنانکه گفته شد، در 12 آذر سال 1312 شمسی بازداشت گردید ، و به تهران فرستاده شد.
در تهران، پس از بازجوییهای اولیه، به زندان قصر منتقل شد. از آن پس، زندان قصر تهران، پذیرای یكی از جوانمردترین جوانان وطن گردی
علی مردان خان، چنانکه گفته شد، در 12 آذر سال 1312 شمسی بازداشت گردید ، و به تهران فرستاده شد.
در تهران، پس از بازجوییهای اولیه، به زندان قصر منتقل شد. از آن پس، زندان قصر تهران، پذیرای یكی از جوانمردترین جوانان وطن گردید، راد مردی كه حتی زندانبان نیز شیفتۀ اخلاق و مردانگیاش میشود.
زندانیان نیز از این كه دلاوری آزاد مرد، هم بند آنان گردید، بر خود میبالیدند و خرسند از این افتخار بودند.
علی مردان كه اتهامات وارده، یعنی تلاش برای نابودی رژیم پهلوی و قیام مسلّحانه را پذیرفته بود، جمعاً بیش از چهار سال در حبس بود.
تااینکه سرانجام علی مردان خان که برای آخرین بار، در تاریخ 12 آذر 1312 و برای چندمین بار، (جمعاً بیش از چهار سال زندان بود.) به زندان افتاده بود به اتّفاق تعدادی دیگر از سران عشایر ، در روز 17 آذر 1313 تیر باران گردید.
تاریخ اعدام وی را، بعضی اسفند ماه همان سال نیز ذكر كردهاند. به همراه علی مردان خان، هفت نفر از خوانین دیگر نیز اعدام و بیش از 25 نفر نیز به حبس محکوم شدند.
روحش شاد ، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
ادامه دارد.
تاریخ ایران زمین-قسمت3
زندگینامه علیمردان خان بختیاری(شیر علی مردان)
قهرمان مبارزه بااستبداد حکومت رضاشاه و اسطوره مقاومت (1271 ـ 1313 ه. ش)
علیمردان خان بختیاری در سال 1271 هجری شمسی در سرزمین بختیاری به دنیا آمد. پدرش علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی وفات یافت.
مادرش بی بی مریم، معروف به سردار مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و از زنان مبارز عصر مشروطه بود. بی بی مریم بختیاری در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و تحت نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه نیروهای اشغالگر انگلیسی قیام کرد .
علیمردان خان، کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت و به تدریج مراحل ترقی را طی کرد. تا اینکه در سال ۱۳۰۲ بعد از مجزا شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمدعلی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند.
در سال ۱۳۰۰ با تشکیل حزب «ستاره بختیاری» علاقه و گرایش شدیدی به این حزب پیدا کرد. علیمردان خان در سال ۱۳۰۷ جمعیتی به نام «هیئت اجتماعیه بختیاری » مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران بختیاری به منظور مقابله با استبداد حکومت رضاشاه تشکیل داد.
سپس در تنگ گزی و شوراب اجتماع کردند و به قرآن کریم سوگند یاد کردند که تا آخر ایستادگی نمایند سپس راه جنوب به شمال بختیاری را با انفجار (پل شالو) بستند و آماده حمله به فریدن شدند در این هنگام حکومت با شتاب سردار فاتح و محمدتقی خان امیر جنگ را برای مذاکره نزد آنها فرستاد .
در همین زمان طوایف مختلف بختیاری به نهضت پیوستند و محمدرضا خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند. ولی مذاکرات خوانین بختیاری با علیمردان بی نتیجه ماند . در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه تصرف و یا به آنان پیوستند.
حکومت رضاشاه هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب قیام به فرماندهی تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه کرد. در زمانی که هیئت اعزامی برای صلح با علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در حومه قه فرخ ( فرخشهر ) مشغول مذاکره بودند از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش قرار گرفت .
از جنوب، لشگر اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی، از غرب لشگر خرم آباد به فرماندهی سرتیپ تاجبخش از شمال سرهنگ بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله را کامل کردند.
در منطقه سفید دشت که مدت ۲۰ روز یک تیپ ارتش در محاصره بختیاری ها بود، اما با جنگی خونین به دلیل برتری تجهیزات جنگی حکومت به شکست نیروهای بختباری منجر شد و عقب نشینی کردند. علیمردان خان و یارانش بعد از یکسال درگیری و جنگ پارتیزانی در کوهستانهای بختیاری با وساطت بعضی از خوانین تسلیم و به تهران انتقال یافت
ولی با آمدنش به تهران توطئه برای مرگ او هم شروع شد. بعد از مدتی به همراه سردار فاتح و سردار اقبال و چند نفر دیگر دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید. اگرچه نبرد او علیه دیکتاتوری و استعمار به ظاهر خاتمه یافت اما مقاومت دلیرانه و بی باکانه او و مرگ شجاعانه و مظلومانه وی حماسه دیگری را رقم زد.
مقاومت مردانه علیمردان خان باعث تحسین رجال معروف سیاسی و زندانی گردید و سرانجام در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه ۱۳۱۳ این رادمرد بختیاری را با دستور رضاشاه به جوخه اعدام سپردند و تیرباران کردند. بدین سان سردار بزرگی را که با توطئه و نیرنگ به بند کشیده بودند، مظلومانه به شهادت رساندند.
رژیم رضاشاه از هراس اینکه آرامگاه علیمردان خان به محل اجتماع بختیاری ها و میعادگاه مبارزان و آزادی خواهان تبدیل شود، جنازه وی را در جایی نامعلوم دفن کرد. برخي محل دفن او را قبرستان امامزاده عبدالله در قطعه پايين شهر ري وعده اي انتهاي ميدان تير زندان قصر كه هم اكنون بيسيم نجف آباد در آنجا قرار گرفته است، مي دانند.
ادامه دارد.
تاریخ ایران زمین-قسمت 4
زندگینامه علی مردان خان بختیاری.
نویسنده نامدار معاصر ، «بزرگ علوی» در این باره می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.
هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.
«سید جعفر پیشه وری» از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد: «در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، كلاه پهلوي خود را به نشانه نفرت از رژيم پهلوي مچاله كرد و دور انداخت و با صداي رسايش فریاد برآورد: زنده باد ایران و آزادی که با صفیر چند گلوله خاموش شد.»
لحظاتی بعد جسد بی جان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، و در میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود به پای چوبه دار بر زمین در غلطید.
زنده یاد مهراب امیری مترجم و مورخ بختیاری می گوید: به موازات هر قطره خونی که از پیکر سردار رشید بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان مشتاقان و علاقه مندان او بر روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان «ترانه شیرعلیمردون» را ساختند. هنوز چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده (زردکوه) آوازش را چنین می خوانند:
شُمشیر علیمردون طلای بی غش ز زمین بِرچ اِزَنه ز آسمون تَش
شمشیر علیمردان طلای خالص است، از زمین برق می زند و از آسمان آتش
بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ شُمشیرُم به گِل زَنُم سی ایل چارلنگ
بی بی عروس (همسرش) تو فریاد شادی بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل می زنم برای ایل چهارلنگ.
کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم
تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جنازه ام برسانند.
دشمنون زِ بعـد مـو چاره ندارِن گَویَلَ نیله سُوار و هفت و چارِن
دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار (اسب سوار) ما چهارلنگ و هفت لنگ بختیاری هستند...
منبع : موسیقی و ترانه های بختیاری ـ کاظم پوره ـ تهران
تحقیق و گردآوری: رضا بهرامی دشتکی ۱۳۹۱
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی.
پایان.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر